محشر خر
کثافت کاری اخیر وکیل الدوله های مجلس هشتم من را به یاد مستزاد میرزاده عشقی انداخت که در بارۀ مجلس چهارم ِ آن زمان سروده بود. دیدم چه حسن تصادفی ! چهار شده هشت اما طویله همان است که بود. پس کمی شعر میرزاده را دست کاری کردم که قبای کهنه به قامت مجلس هشتم راست بیاید. بیشتر ابیات از متن اصلی است و دخل و تصرف های این حقیر روشن تر از آن است که بخواهم با گیومه یا تغییر فونت متمایزشان کنم. شک ندارم که شادروان عشقی هم از ناخنک بنده راضی است.

این مجلس هشتم به خدا ننگ بشر بود! ...........................دیدی چه خبر بود؟

هرکار که کردند ضرر روی ضرر بود........................دیدی چه خبر بود؟

این مجلس هشتم خودمانیم، ثمر داشت؟..........................والله ضرر داشت

صد شکر که عمرش چو زمانه به گذر بود.....................دیدی چه خبر بود؟

دیگ وکلا جوش زد و کف شد و سر رفت ......................باد همه در رفت

ده مژده که عمر وکلا عمر سفر بود ............................دیدی چه خبر بود؟

آن کس که بود حرفۀ اصلیش گدایی........................... . " آقای رسایی"

در بی شرفی عبرت تاریخ سیر بود.............................دیدی چه خبر بود؟

آن کس که به حق هست ز اوباش و اراذل....................."حدادک ِ جاهل"

یک ملتی از پستی او خون به جگر بود......................... .دیدی چه خبر بود؟

آن مردک خائن که گرفت از همه کس مزد..................... "آن کوچکف دزد"

ای کاش که بر گردن او تیغ تبر بود.............................دیدی چه خبر بود؟

آقای رئیس الوکلا نیز که دانی..................................." آن لاری ِ جانی"

هم نوکر آقا بد و هم فکر دَدَر بود ................................ دیدی چه خبر بود؟

دیدی که "مطهر" همه را دست به سر کرد؟...................درب همه تر کرد

در مجلس هشتم خر نر بر خر نر بود............................دیدی چه خبر بود؟

این مجلس هشتم چه بگویم که چه ها داشت؟................... بنیادگرا داشت

صحنش به خدا قحطی ابناء بشر بود............................ دیدی چه خبر بود؟

این مجلس مفلوک که زد کوس خدایی ............................ از ترس "مشایی"

شلوار ز پا کنده و همواره دَمر بود............................... دیدی چه خبر بود؟

از بس که شد آبستن و زائید فراوان............................. قاطر شده ارزان

گویی کمر دولت "محمود" فنر بود ............................... دیدی چه خبر بود؟

این مجلس شورا نبد و بود کلوپی................................. یک مجمع توپی

از راهزن و گردنه گیر و سر خر بود........................... دیدی چه خبر بود؟


4 Comments:
Anonymous ناشناس said...
عالی بود الحق که بهترین کار همین است که تاریخ خیانت پدران این حالمان فعلی که همین خون ها را به دل آزادیخواهان کردند با این ترفندها زنده کنی. این همانندی بقدری زیاد است که کافی است آدم اهل ذوقی مثل شما سری به تاریخ مشروطه بیندازد تا ببیند اینهایی که الان حاکمند عقبه چه جهال خاثنی هستند. به ذوق نمکینتان درود می فرستم. یک خانم هموطن.

Anonymous ناشناس said...
kheili khob bood. Mirzadeh yadesh bekhayr

Blogger مهرو said...
البته میرزاده عشقی این شعر را برای مجلس چهارم زمانه ی خود سروده بود.

این مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود - دیدی چه خبر بود؟

Anonymous ناشناس said...
آی زنده باشی به فکر منم رسید که شعر عشقی رو به روز کنم ولی هنرم اجازه نداد :) جالب اینکه منم مطهری رو به جای مدرس در نظر گرفته بودم. خیلی خوب بود، ممنون